یه پروژه ی گروهیه کی.ریییییییییی داده بهمون و دارم روانی میشم چونکه خیلی سخته🙀 میدونید که رشتم انیمیشنه و دارم روی یه پروژه ی جالب و همزمان اعصاب خوردکن کار میکنم و قسمته داستانش به عهده ی منه
داستانش راجبه یه پری دریایی و یه دختر ماهیگیره که ازخونه فرارکرده🌈
واقعا این چند وقت کل زندگیم توهمی شده هر روز باورنکردنی تر از دیروز میشه
دیروز فکرکردم خیلی توهمه ولی امروز توهمی تر از دیروز بود چون خیلی رندوم مامانم گفت بیابرو خونه ی دوستت😨 اونم ساعت 9 شب😨 شاید برای شما باورنکردنی نباشه ولی برای من خیلییی باور نکردنیه
خیلی حسه بدیه که انقدر انرژیم زیاده و خیلی وقتا رو مخ نصف جمعیته اطرافیانم میرم، دست خودم نیست واقعا بعضی وقتا زیادی پر انرژیم جوری که صدامم دیگه دست خودم نیست پر خراش و کی.ری میشه. کاش واقعا یه دوست دختره ناز و گوگولی بودم نه یه پیرمرد 75 ساله ی گونر💔